وبلاگهایی که می خوانم
رهاوی
|
Wednesday, December 31, 2003
٭ مسيحایِ جوانمردِ من! ای ترسایِ پيرِ پيرهن چرکين!
........................................................................................هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ... دمت گرم و سرت خوش باد! سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای! منم من، ميهمانِ هر شبت، لولی وشِ مغموم. منم من، سنگ تيپا خورده رنجور. منم، دشنامِ پستِ آفرينش، غمه نا جور. نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگِ بی رنگم. بيا بگشای در، بگشای، دلتنگم. حريفا! ميزبانا! ميهمانِ سال و ماهت پشتِ در چون موج می لرزد. تگرگی نيست، مرگی نيست. صدايی گر شنيدی، صحبتِ سرما و دندان است. زمستان اخوان 13:26
|